
![]() |
![]() |
|
|
سلام به همه دوستای گلم که مدتیه صداشونو نشنیدم و ندیدمشون و ...
امروز مهسا و بچه های مهدشون، رفتن موزه حیوانات. فسقلی های قد و نیم قد،مثل متکاهای متحرک (از فرط لباس پوشیدن)، تیلیک تیلیک تو خیابونا راه میفتن، از این سر رودخونه می رن اونور رودخونه. خدارو شکر که امروز بارون و برف نیومد، هر چند اگه میومد هم در برنامه مهد هیچ تغییری ایجاد نمی شد، فقط من از صبح تا عصر هی نگران می شدم و حرص می خوردم. راستی آفتاب تو شهر ما داره طولانی تر می شه و این خودش یعنی زندگی :) پی نویس :دلتنگی چیزی نیست که بشه اونو پشت تمام کلمه های دنیا قایم کرد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 17:8 توسط مامان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نویسندگان |
|
مامان بابا مهسا |
|
EESS
|