
![]() |
![]() |
|
|
شعر گفته خانوم واسه قضیه حتی! اولین شعرش رو دیروز صبح تو ماشین، تو فاصله سرکار باباش و مهدکودک گفت:
ما خونه مون رو رنگ می کنیم ما می تونیم خونه مونو رنگ کنیم مهسا-مامان- بابا خونه مون رو رنگ می کنیم ما می تونیم ما می تونیم از دیروز تا حالا ، دو سه بار دیگه هم همین هایکو رو با همین مضمون هی می خونه فقط "می تونیم " ها و "رنگ می کنیم " ها پس و پیش می شن. فکر کنم جرقه این هنرنمایی بچه م می تونه نقاشی دیوارای مهدکودکشون باشه ؛ تو رویاهاش پرورونده خیالِ قلتک نقاشی توی دستاش یه روز گرم و آفتابی ، مامان و باباش می گن و می خندن و خونه رو رنگ می کنن؛ دیگه خبر نداره از ناامیدی که ... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 مرداد1388ساعت 17:3 توسط مامان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نویسندگان |
|
مامان بابا مهسا |
|
EESS
|