
![]() |
![]() |
|
|
مادر موسي، چو موسي را به نيل
در فکند، از گفتهي رب جليل خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه گفت کاي فرزند خرد بيگناه گر فراموشت کند لطف خداي چون رهي زين کشتي بي ناخداي گر نيارد ايزد پاکت به ياد آب خاکت را دهد ناگه به باد وحي آمد کاين چه فکر باطل است رهرو ما اينک اندر منزل است پردهي شک را برانداز از ميان تا ببيني سود کردي يا زيان ما گرفتيم آنچه را انداختي دست حق را ديدي و نشناختي در تو، تنها عشق و مهر مادري است شيوهي ما عدل و بنده پروري است نيست بازي کار حق، خود را مباز آنچه برديم از تو، باز آريم باز سطح آب از گاهوارش خوشتر است دايهاش سيلاب و موجش مادر است رودها از خود نه طغيان مي کنند آنچه مي گوئيم ما، آن مي کنند ما، به دريا حکم طوفان مي دهيم ما به سيل وموج فرمان مي دهيم نسبت نسيان به ذات حق مده بار کفر است اين، به دوش خود منه به که برگردي، به ما بسپاريش کي تو از ما دوستتر ميداريش نقش هستي، نقشي از ايوان ماست خاک و باد و آب، سرگردان ماست قطرهاي کز جويباري ميرود از پي انجام کاري ميرود ما بسي گم گشته، باز آوردهايم ما، بسي بي توشه را پروردهايم ميهمان ماست، هر کس بينواست آشنا با ماست، چون بي آشناست ما بخوانيم، ار چه ما را رد کنند عيب پوشيها کنيم، ار بد کنند کشتي اي ز آسيب موجي هولناک رفت وقتي سوي غرقاب هلاک تندبادي ، کرد سيرش را تباه روزگار اهل کشتي شد سياه طاقتي در لنگر و سکان نماند قوتي در دست کشتيبان نماند بندها را تار و پود از هم گسيخت موج از هر جائي که راهي يافت ريخت هر چه بود از مال و مردم ، آب برد زان گروه رفته طفلي ماند خرد طفل مسکين چون کبوتر پر گرفت بحر را چون دامن مادر گرفت موجش اول وهله چون طومار کرد تندباد انديشه پيکار کرد بحر را گفتم دگر طوفان مکن اين بناي شوق را ويران نکن در ميان مستمندان ، فرق نيست اين غريق خرد بهر غرق نيست صخره را گفتم مکن با او ستیز قطره را گفتم بدان جانب مريز امر دادم باد را ، کان شيرخوار گيرد از دريا ، گذارد در کنار سنگ را گفتم به زيرش نرم شو برف را گفتم ، که آب گرم شو صبح را گفتم به رويش خنده کن نور را گفتم ، دلش را زنده کن لاله را گفتم که نزديکش بروي ژاله را گفتم که رخسارش بشوي خار را گفتم ، که خلخالش مکن مار را گفتم که طفلک را مزن رنج را گفتم ، که صبرش اندک است اشک را گفتم مکاهش ، کودک است .................................... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 27 تیر1386ساعت 14:51 توسط مامان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نویسندگان |
|
مامان بابا مهسا |
|
EESS
|